محمد على مجاهدى

582

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

درو كُن خار و خسهاى زمان را * بسيجى ، اى يل رزم‌آور گل الا رزم‌آفرينِ جبههء نور * بزن بر قلب ظلمت ، خنجر گل ز خون اختران خفته در خاك * زمين شد آسمان و بستر گل ز عزم گل سرشتانِ گل آيين * سراسر دشت دل شد محضر گل « احَد » با خامهء مژگان رقم زد * سرود سرخ دل در دفتر گل 35 . رجب زاده ، كريم وى به سال 1326 ه . ش در لاهيجان به دنيا آمد و تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان شهر و لنگرود به پايان برد و سپس به تهران عزيمت كرد و با حضور در انجمن‌هاى ادبى به تكميل معلومات ادبى خود پرداخت . رجب زاده ، هم در سبك كلاسيك و هم شيوهء نيمايى طبع‌آزمايى مىكند و از چهره‌هاى نام‌آشناى معاصر به شمار مىرود . مجموعه شعرهاى : شرق خون ، آوازخوانى بىزبان ، از زخم زيتون ، قرارمان پاى همين شعر ، و راز غريب ارغوان از آثار منتشر شدهء رجب زاده است . ازوست : در تن‌پوشى از شمشير به ميدان مىبرم از شوق سربازى ، سرِ خود را * تو هم آماده كن اى عشق ! كم كم خنجر خود را مرا گر آرزويى هست باور كن به جز اين نيست * كه در تن‌پوشى از شمشير بينم پيكر خود را هواى پر زدن از عالم خاكى به سر دارم * خوشا روزى كه بينم بىقفس ، بال و پر خود را ز دل تاريكى باد خزان تا پرده بردارم * به روى دست مىگيرم گل نيلوفر خود را من از ايمان خود يك ذره حتّى ، برنمىگردم * تلاوت مىكنم در گوش نى هم باور خود را 36 . رسا ، قاسم « دكتر قاسم رسا فرزند شيخ محمد حسن ، در سال 1290 هجرى شمسى در تهران قدم به عرصهء حيات گذاشت . ده ساله بود كه به اتفاق خانواده‌اش به مشهد مهاجرت كرد و در اين شهر اقامت گزيد . ازاين‌روى به عنوان شاعر خراسانى شناخته و مشهور گشت . قاسم رسا